دنیای من بی تو

خرید بک لینک
. . . . . . . . . . . . . آدما رو مجبور نکنین پرت شن تو خاطرات گذشتهشونشاید تحمل درد اون خاطرات ورای قدرتشون باشه! در قبال آدمهایی که دوستتان دارند کمی احساس مسئولیت کنید آدم عاشق مثل یک برگ می ماند هرقدر هم که خشک شود بازهم تا وقتی که هنوز از درخت جدا نشده هیچ رهگذری جرات خرد کردنش را نخواهد داشتبرگ ها اوایل پاییز که از درختشان جدا میشوند تا مدتی همان نزدیکی های درخت پرسه میزنند اما با گذر زمان ناگزیر از بی تفاوتی و سکوت سرد درخت دست های خود را در دست باد میگذارند و به سمت مقصدی رو به نهایتی مجهول حرکت می کنند ...نهایتی که شاید شکستن زیر گام های کسی باشد که از شنیدن صدای شکستنشان لذت میبردو یا شاید گم شدن لای دفتر خاطرات دخترک عاشقی، که دیگر هیچوقت دل مرور خاطرات گذشته اش را نداشته باشد ...و چقدر میشود بغض کرد اگر فقط یک لحظه به این فکر کنیم که ما آدمها وقت تنها شدنمان چه شباهت غریبی به برگ های پاییزی پیدا میکنیم ...لااقل پاییز را کمی بیشتر مراقب آدمهای دلبستهی تان باشید ... پاییز فصلی نیست که آدم عاشق را به حال خودش رهــــا کنید ... نوشته شده در پنجشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۶ساعت 14:53 توسط نسرین| | دنیای من بی تو ...

ما را در سایت دنیای من بی تو دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 69 تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 15:45

بیچاره پاییز ... دستش نمک ندارد...این همه باران به آدم ها میبخشد، اما همین آدم ها تهمت ناروای خزان را به او میزنند.خودمانیم ...تقصیر خودش است ؛بلد نیست مثل " بهار" خودگیر باشد تا شب عیدی زیر لفظی بگیرد و با هزار ناز و کرشمه سال تحویلی را هدیه دهد ...سیاست " تابستان " را هم ندارد که در ظاهر با آدم ها گرم و صمیمی باشد ولی از پشت خنجری سوزناک بزند بیچاره .....بخت و اقبال " زمستان " هم نصیبش نشده که با تمام سردی و بی تفاوتیش این همه خواهان داشته باشد ! او " پاییز " است رو راست و بخشنده ...ساده دل فکر میکند اگر تمام داشته هایش را زیر پای آدم ها بریزد،روزی ؛جایی ؛لحظه ای ؛ از خوبی هایش یاد میکنند ...خبر ندارد آدم ها رو راست بودن و بخشنده بودنش را به پای محبتش نمیگذارند ... یکی به این پاییز بگوید آدم ها یادشان میرود که تو رسم عاشقی را یادشان داده ای ...دست در دست معشوقه ای دیگر پا بر روی برگ هایت میگذارند و میگذرند ... تنها یادگاری که برایت میماند " صدای خش خش برگ های تو بعد از رفتن آنهاست " ....! نوشته شده در شنبه ۱ مهر ۱۳۹۶ساعت 11:45 توسط نسرین| | دنیای من بی تو ...

ما را در سایت دنیای من بی تو دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 78 تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 15:45

جملهی "نباشی،نیستم"لزوما خبر از مردن کسی در نبودنه شما رو نمیدهاین یعنی نباشی دیگه اون ادم سابق نیستماین که آدم سابق نیستم یعنی ...دیگه مثل قبل زندگی نمیکنممثل قبل نمیخندماز خودم عکس نمیگیرمسینما نمیرمتوی آینه به خودم لبخند نمیزنمشبا به سختی خوابم میبرهصبحا..صبحا با امید چشمهامو باز نمیکنماینا یعنی من دیگه آدم سابق نیستماینا یعنی: "نباشی نیستــــمنوشته شده در پنجشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۶ساعت 11:46 توسط نسرین| | دنیای من بی تو ...

ما را در سایت دنیای من بی تو دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 58 تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 15:45

کامپیوتر یه چند دقیقه ای که باهاش کار نکنیدو به حال خودش بزارید به صورت خودکار مانیتورش خاموش میشهبه این حالت میگن حالت خواب...میدونی میخوام چی بگم...ما آدما هم مثل کامپیوتر حالت خواب داریمیه مدت که تنها باشیمیه مدت که کسی رو نداشته باشیمیه مدت که همدمی نداشته باشیمچشامون رو به کل دنیا میبندیمو به حالت خواب میریمفقط فرق بین آدم و کامپیوتر اینه کهکامپیوتر وقتی به حالت خواب میرهیه دکمه، یا یه تکون کوچیک به موس کافیه واسه بیدار شدنشولی وای از اون روزی که یه آدم به حالت خواب بره...به این راحتی نمیتونی از اون حالت جداش کنیانس میگیره به اون حالتعادت میکنه...پـس مراقب آدم های اطرافمون باشیمکه یه وقت تو حالت خواب نرنگاهی یه تکون کوچولو،یه درد و دل،یه دستی دور گردنشون بندازیمو حواســـمون بهشون باشه...!نوشته شده در پنجشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۶ساعت 13:3 توسط نسرین| | دنیای من بی تو ...

ما را در سایت دنیای من بی تو دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 86 تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 15:45

دنیای من بی توکاش من خدا بودم و بازگشت تو به سوی من بود اونوقت من میدونستم توی بی معرفتزندگی همین است !مثلا جای تلفنِ همراهم،تو همیشه همراهم بودیمثلا جای صفحه ی موبایلم به چشمانِ مسحور کننده ی تو خیره میشدم!مثلا جای لمسِ صفحه کلیدش،گونه های تو را نوازش میکردم!مثلا جای صدای زنگِ تماسش مدام صدای تو درگوشم زمزمه میشد...مثلا جای ساعت کوکی اش،صبح ها با صدای گوش نواز تو بیدار میشدم...یا مثلا جای اینکه درد و دل هایم را در قسمت یادداشت هایش بنویسم،به تو میگفتم و با بغل گرفتنت آرام میشدم و خیالم تخت میشد که به کوهی تکیه داده ام! یا مثلا همین دیشب که تا صبح خواب به چشمم نمی آمد ، جای پلی کردن موزیک تو برایم تا صبح حرف میزدی تا باورم شود که تنها نیستم و کسی هست که تمامِ حواسش پیشِ من است و هوایم را دارد!میدانی...زندگی همین است!همین خواستن ها و نداشتن ها...نوشته شده در یکشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۶ساعت 16:17 توسط نسرین| | دنیای من بی تو ...

ما را در سایت دنیای من بی تو دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 90 تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 15:45

صفحه بندی